nabavi nabavi nabavi
 

ورود كاربران






كلمه عبور را فراموش كرده ام.
ثبت نام در سایت
 
nabavi nabavi nabavi
nabavi
nabavi nabavi nabavi nabavi nabavi nabavi nabavi nabavi nabavi
 

منوي اصلي سايت

لینک Rss مطالب

آمار بازديد

mod_vvisit_counterامروز7
mod_vvisit_counterديروز34
mod_vvisit_counterهفته اخير212
mod_vvisit_counterماه اخير887
mod_vvisit_counterهمه بازديدها5244
   

تابلو اعلانات

خودشناسی حقیقت خداشناسی است
نوشته شده توسط : مدیریت سایت   
27 آذر 1390 ساعت 10:49
هر کس به ذات خویش راه پیدا کند در واقع به خدا راه پیدا کرده است.خدا را نباید در آسمان ها جست. خدای هر کس در کنه وجود او نهفته است. مفهوم حدیث معروف " من عرف نفسه فقد عرف ربه" هم همین است. خود شناسی حقیقت خداشناسی است و نه راه و وسیله خداشناسی هر کس که خود را شناخت خدای خود را شناخته است...انسان برای خود پنهان تر از هر چیزی است و مهمترین انسان ها کسانی هستند که انسان را به سوی خودش هدایت می کنند.  پیامبران چنین کاری را می کردند...

 متن فوق گزیده ای از سخنرانی استاد پیرامون حکایت ( در سبب ورود این حدیث مصطفی صلوات الله علیه که الکافر یاکل فی سبعة امعاء و المومن یاکل فی معا واحد) از دفتر پنجم مثنوی می باشد که در محل فرهنگسرای ابن سینا (20/9/90) برگزار شده است. مولانا در تتمه ی این حکایت بیان می کند که پیامبر چگونه آن مهمان عرب را به سوی خودش هدایت کرد...

 این سخن پایان ندارد آن عرب              ماند از الطاف آن شه در عجب

خواست دیوانه شدن عقلش رمید        دست عقل مصطفی بازش کشید

  گفت این سو آ بیامد آنچنان                 که کسی برخیزد از خواب گران...  
 
انسان سابقه ی وحدت دارد ...
نوشته شده توسط : مدیریت سایت   
18 آبان 1390 ساعت 02:38
    انسان از زمان هبوط به عالم خاکی یک راه اتصالی را به پیوستگی کل و سابقه ی قدیم خویش می جوید. گویا انسان سابقه ی وحدت دارد و حقیقتی واحد بوده است. انسان ها قطره هایی از یک حقیقت واحد هستند که بر پهنه ی عالم باریده اند.

 هر کدام از ما قطره ای از ابر بی کران رحمت هستیم که بر خود نام و جهت گرفته و هویت پیدا کرده ایم اما در اصل یک نسبت جدی با همدیگر داریم که این نسبت در حد فامیلی و آشنائی نمی گنجد. آتش تعلق و ضرورت حس پیوندی بیش از این است. در ضمیر ما التهاب وحدت وجود دارد و عشق آن آتشی است که هر گونه بیگانگی را  می سوزاند...

   متن فوق گزیده ای از سخنرانی استاد پیرامون تفسیر غزل (به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است/ بکش به غمزه که اینش سزای خویشتن است) می باشد که در محل حسینیه ارشاد (20/9/89) برگزار شده است.

 

 
مرگ
نوشته شده توسط : مدیریت سایت   
12 آبان 1390 ساعت 12:40

 مرگ میوه ی زندگی انسان است نه نابود کننده ی او!

 مرگ از دل زندگی می روید؛ یک سقوط و ارتجاع و افتادن نیست بلکه مسیر آن رو به کمال است.

زندگی اگر در جهت درست حرکت کند میوه ی خوب و شیرینی خواهد داد و اگرنه میوه اش تلخ خواهد بود. لذا مرگ برای انسان ها گاهی تلخ و گاهی شیرین است.

 آن وجودی که به مثابه درخت باغ، خوب تغذیه کرده و آب شیرین نوشیده و آفتاب زلال پذیرفته و نسیم بهاری را بر جان گرفته و تیمارهای خوبی از باغبان پذیرفته است، میوه اش میوه صالحی خواهد بود، ثمره ی صالح و بالغی خواهد داد... بنابراین زندگی هم میوه می دهد و میوه ی نهائی و غائی زندگی "مرگ" است. شاید بتوان گفت مرگ "بلوغ" زندگی است! یعنی زندگی وقتی به سرمستی و سرخوشی نهائی رسید، آنگاه انسان در اوج سرخوشی و در نهایت شادکامی مرگ را پذیرا خواهد شد. مرگ ثمره ی بلوغ زندگی است؛ ولی بشر از همان ابتدای ورود به زندگی از مرگ نوعی بیم دارد. دلیل بیم انسان از مرگ در واقع نا آشنائی او نسبت به مرگ است. کسی که مرگ را به معنای حقیقی خود شناسائی کند با مرگ انس خواهد گرفت و بعد از مدیدی خواهد فهمید که مرگ کمال اوست نه سقوط و ارتجاع او !...

 متن فوق گزیده ای از سخنرانی استاد پیرامون حکایت ( خدو انداختن خصم در روی علی(ع) و انداختن علی شمشیر را )، از دفتر اول مثنوی (5/10/89) می باشد.  

 
   

تصاوير منتخب

28982_400142042945_516562945_4433489_3178105_n[1].jpg

نظر سنجی

كدام جلسه براي شما مورد پسند واقع شد ؟
 

فايل هاي دريافت شده

     
    nabavi nabavi nabavi nabavi nabavi nabavi nabavi nabavi nabavi
    nabavi nabavi nabavi
     
    Advertisement
     
    nabavi nabavi nabavi
    nabavi nabavi nabavi
       
    nabavi nabavi nabavi